تبليغاتX
هامش
              

                               

                                                      همه چی روبه راهه

 

 

 

با تفکر مثبت می شه به همه چی رسید .......... مطمئنم شما هم شنیدین

2ماهه قسطا عقب افتاده اما این اصلا مهم نیست چون حتما جور می شه

با یه کوچولو بدهکاری .... که راست و ریس می شه

تا ساعت 11 بخواب ..... پول جور می شه ....

گوجه فرنگی و برنج 200% گرون شده که البته واسه ما فرقی نداره چون داریم که بخریم ....

برنج کیلو 4500 هم برات عادی می شه .... غصه نخور پولش میاد ..... اینکا رو کردن که مردم گوشت بخورن ....

درسته که سمند توی سوریه داره با قیمت 5/3 میلیون تومن عرضه می شه ..... مهم نیست ایشالا ما یه دونه از  همون سورنا که 18 میلیونه می خریم .... مثبت باش ....

اگه آلمانیا بفهمن بنز و BMW  22 هزار دلاری رو ما داریم می خریم  122 هزار دلار فکر می کنن ما در سال 2050 زندگی می کنیم ..... اشکال نداره  اگه تلاش کنی می تونی بخری ..... تنها جایی که در دنیا ماشین از خونه گرونتره ایرانه ..... اما تو انرژی منفی به خودت راه نده که فایده ای نداره ....

همیشه آرزوهای بزرگ داشته باش مثلا یه خونه ویلایی  بهترین جای تهران .... می شه 4 میلیارد .....

می دونم یه کمی زیاده ولی می شه فقط باید بخوای ...... البته می دونین که قیمت خونه الان در تهران از بهترین جاهای اسپانیا ، فرانسه و لندن گرونتره. ...مهم نیست مثبت باشین و به قیمتها افتخار کنین....

با حقوق ماهی 185 هزار تومن هم می شه خونه 4 میلیاردی خرید ......

مثلا پول بذارین بانک ریو ببرین .... بعد ریو رو بفروشین باهاش  برنج بخرین بذارین گرون شه ... بعد باهاش  LCD   بخرین  BMW   ببرین .... یا دریا رو خشک کنین سند بزنین بفروشین .... الی آخر ....

می تونین برید سفر خارج  ، مثلا برین دبی کنسرت شجریان ، از مراکز خریدش کفش و جوراب و کیف مدرسه بخرین و پارسی کولا بخورین و از این جور کارها ..... می دونین که بلیط هواپیما توی کشور ما خیلی از قیمتهای استاندارد دنیا  ارزونتره .... واسه همینه که ما می تونیم راحت سوار هواپیما بشیم .... البته حتما قبلش از همه خداحافظی کنین و حلالیت بطلبین چون ممکنه دیگه هیچوقت برنگردین ..... اما نه .... مثبت باشین... چون اگه آدم خوبی باشین حتما می رین توی بهشت ...... یا اصلا می تونین برین جزایر هاوایی .... اگه یه وقت حوصله ش رو ندارین یا بچه کوچیک دارین مثل خیلیا می تونین برین دانشگاهش ..... همین بغله .... البته تازگی به دلایلی بستنش ....  تازه هم ارزونتره هم یه چیزی یاد می گیرین .....  اما اگه مثبت باشین همه چی درست می شه ... خوشبختانه وضعیت  سیاست خارجیمون هم عالیه .... اخیرا با کشور کنیا رابطه داشتیم  ...  داریم واسه ونزوئلا  خونه می سازیم ... به آذربائیجان و سوریه سمند 5/3  میلیونی می دیم .... همین دادکان که توی جام جهانی اینقدر ازش انتقاد کردیم تیم ملی توگو رو آورد ایران....... اروپا واسمون بسته پستی می فرسته ما هم در عوض براش گز و باقلوا می فرستیم ..... من موندم اصلا چرا بعضیها به جای اینکه نیمه پر لیوان رو ببینن هی انتقاد می کنن .... همین کنیا که تازگی دعوتش کرده بودیم ایران آینه عبرته ..... یا همین چین که شریک تجاری ایرانه .... مردمش موش و سوسک میخورن...... اگه با دید و انرژی مثبت جلو بری همه چی درست می شه .... اصلا این چه رسمیه که می گن اگه این بره اون بیاد همه چی درست می شه ....  فقط مثبت باش ، چون همه چی روبراهه..... 

 

 

                     

                               قانون کارما

 

 

طبق قانون سوم نیوتن                  (  برای هر عملی ، عکس العملی ست   )

 

بر اساس این قانون ساده ، هر عملی، عکس العملی دارد.

وقتی یک نفر به یک ملت یک کلمه اشتباه می گوید یک عکس العمل مناسب  اشتباه  به تعداد ملت دریافت می کند . وقتی مثلا گوجه فرنگی گران می شود به تعداد کسانی که گوجه فرنگی می خرند عکس العمل مناسب عمل تولید می شود . با انتخاب یک مدیر نامناسب برای یک سازمان ، به تعداد افراد آن سازمان عکس العمل منفی باز می گردد.

باز خورد خوردن مشروب به ترتیب ، مستی , عدم کنترل ذهن ، سر درد ، در دراز مدت معده درد ، اعتیاد و ... است.

اگر یک عمل  اشتباه ما اینقدر تاثیر دراز مدت داشته باشد .....  امیدوارم عزیزان فقط به مستی اول عملهایشان بسنده نکنند و سردرد بعدش را هم دریابند. اما واقعا نتیجه اینهمه عمل و  در ادامه 72 میلیون عکس العمل چه می شود .

راستی .... برنامه کودک و نوجوان  ( بچه ها مواظب باشید) چه  آموزنده  بود ...

 

 

                                        

               

من نه منم

 

سلام من هر روز به وبلاگم سر می زنم

 کامنتهای همراهان وب را می خوانم 

 وبلاگها را می بینم

 و  البته کمتر کامنت می گذارم

مثل اکثر آدمها صبح می روم سر کار و شب بر می گردم  

اللبته هستند کسانی که شب می روند سر کار و صبح بر می گردند که کارم هنوز به آنجا نکشیده 

به انسانهای دور و برم توجه می کنم

به قیافه شان

دماغشان

کفش

ساعت

 و زنشان          به چشم خواهری    

وقتی سوار مترو می شوم  سعی می کنم  حدس بزنم آدمها دارند به چی فکر می کنند

 البته اکثرا به این فکر می کنند که کی به ایستگاه می رسند تا یکهو از پله ها بدوند که زودتر برسند

خیلی زیاد فکرهای غیر کلیشه ای می کنم 

 البته این نظر خودم است

 و مخصوصا از این کلمه ( البته) خیلی استفاده می کنم

 یکی از دوستانم شعرهای طنز می گوید          خوب می گوید    می خوانم

یکی از دوستانم  داستان کوتاه طنز می نویسد      خوب می نویسد     می خوانم

یکی از دوستانم  از همه عالم از جمله خودم گلایه های کوتاه  دارد         می خوانم  

تا به حال کمتر از کسی بدم آمده

 یکبار از یکی از فامیلها بدم آمد بعد از 15 سال که دیدمش خوشم آمد 

 وقتی گرسنه هستم زبانم تیز می شود  نمی توانم کنترلش کنم دست خودم نیست

معمولا زبانم را دست کسی نمی دهم  

اما یکبار یک نفر را نابود کرد تیزیش کم شد  

آدمها زیاد برایم فرقی ندارند و فرق نمی گذارم کلا از فرق گذاشتن حتی روی سرم خوشم نمی آید  

به نظرم فوتبالیستها آدمهای سطحی و همینجوری هستن 

برعکس از مربیها خوشم می آید

 از پیچیدگی لذت  و از سادگی حظ می برم   

اوایل جوانی فکر می کردم خیلی با دیگران فرق دارم

 ولی حالا فهمیده ام که  فقط دیگران کمی با من فرق دارند 

 و این خیلی چیز مهمی نیست چون  آدم باید خوب باشد   

در مورد آدمها طوری فکر نمی کنم که می دانم راضی نیستند 

 سعی می کنم به دیگران طوری نگاه نکنم که دوست ندارند دیده شوند 

 یاد گرفتم اگر می خواهم ثروتمند شوم نباید به ثروت فکر کنم 

چون دقیقا وقتی تحویلش نمی گیری خودش را نشان می دهد

اینکه همش از خودم می نویسم احساس خودخواه بودن بهم دست میده که می دونم احساس غلطیه 

 دوست دارم در متنهام زبان محاوره را با زبان رسمی قاطی کنم   

 صداقتی افتضاح دارم که وقتی می خواهم کنارش بگذارم  دچار حیله گری افراطی عجیبی می شوم 

که همان صداقت افتضاح را ترجیح می دهم 

  از کودکی از چیزهای قراردادی خوشم نمی آمد و یاد نمی گرفتم 

مثل سمت چپ و راست ، قواعد زبان و مخصوصا املا.

 با اینکه از کودکی  بسیار به ادبیات  اهمیت می دادم و از آن لذت می بردم و مطالعه می کردم اما دیکته ضعیفی داشتم و هنوز هم برایم فرقی نمی کند که کلمات را با چه (ط ت ) یا (ص ث س ) بنویسم .  با اینکه می دانم واژه مهم است  اما خب یکی از دوستان با دیدن یک حرف اشتباهی شاهرگش را می زند و تقریبا یک هفته بستری می شود.

هرگز کاری نمی کنم که مجبور باشم به زحمت غیر عادی بیفتم .

مثلا دروغ گفتن زحمت غیر عادی دارد . سر کار گذاشتن . فریب دادن. جور دیگری وانمود کردن. کلاس گذاشتن. و کلا خود نبودن باعث دردسر است.

من هرگز این کارها را نمیکنم مگر در مواردی که مجبور باشم. منافعم در خطر باشد و دیگر موارد.

هر کاری که باعث شود نتوانی ذهن را در آسمان خیال به تمامی پرواز دهی خوب نیست حتی زن دوم گرفتن که در سریالها و فیلمها باب شده و خاطی در پایان به هیچ سزایی نمی رسد.  

اصلا به سنتها و کلیشه هایی که عدم رعایتشان ضرر شخصی نمی زند پایبند نیستم .

از کسی خوشم بیاید می گویم . خوشبختانه از کسی بدم هم نمی آید نمی گویم.

 سعی می کنم انصاف را در نظر بگیرم.

معتقدم هر عملی که انجام می دهیم عکس العملی به دنبال دارد.

مثلا اگر زباله خودت را جلوی در همسایه بگذاری (9شب) ، عکس العملی مناسب با همین عمل ساده باز خواهد گشت. یا اگر پشت سر کسی حرف بزنی بازخورد می گیری.  

نه اینکه بنده هیچ کدام از این کارها را نمی کنم و انسان بسیار خوبی هستم البته اگر اینها معیار خوب بودن باشد .

نخیر .

اصلا این طور نیست.

وسوسه های شیطانی آنقدر برای انسان شیرینست که .........   

 

اما بهترین چیز برای آدم اینست که همانطور که خودش درباره خودش فکر می کند دیگران هم همانطور

 درباره او فکر کنند

 

 

 

                    

غزلی نسبتا جدی

سرزده

بی اجازه

بی هوا

و   خارج از نوبت

 

 

                                                            ( علاقه پیش می آید)             

 

 

 

تو را  می خواستم دیروز از  دنیا   چه می گویم؟

تورا می خواهم از فردا و پس فردا – چه می گویم؟

شبی تاریک – شکل یک جزیره –  دور تا دورش

تو صبح خلوت من بودی و.. دریا –  چه می گویم؟

تو ای شیطان تر از آهو – تو ای آهوتر از صحرا

تو ای  شیطان بی همتا – خداوندا – چه می گویم؟

من از چشم تو ساده –  مثل یک  همکار- همسایه

تو از چشم من اما- کشف یک رویا– چه می گویم؟

من و این شعر... می بخشی – علاقه پیش می آید

که شد پیشامد من با تو- ما...ما...ما–چه می گویم؟

( بگو گوساله آخه وضع تو عاشق  شدن داره ؟)

در این وضعیت ناجور کشور-.ها..؟.–چه می گویم؟

تو را می خواستم دیروز از دنیا  – حواسم نیست...

ببین...من دوستت...ول کن...دلم...حالا–چه می گویم؟

نگفتم -  جرات گفتن ندارم   در خیال من .......

تو هستی تا ابد در گوشه ای ... اما...– چه می گویم؟

....خداحافظ ..... فرار بیت آخر..... چشمهای تو....

....بمانم دستگیرم می کند اینجا –  .............................چه می گویم؟.................

 

............                                        ........................................................

 

...........................................                                               ..............                                           

..............................................................................................................................

 

 

                            

 

 

                                        پرسپولیس  یا  یوونتوس

 

دیشب بعد از اینکه فیلم ضد ایرانی پرسپولیس رو دیدم  به نظرم رسید چه خوب بود این فیلم می تونست دل استقلالی های اونور آبم به دست بیاره. البته من فکر کردم اسم این انیمیشن (فیلم ضد ایرانی پرسپولیسه)، اما بعدا فهمیدم فقط (پرسپولیسه). این فیلم انیمیشن سیاه (سفید) ، داستان زندگی یه دختر(سازنده فیلم)  در ایرانه که فقط بد شانس بوده . دایی و عموش کمونیست بودن که خب از طرف رژیم پهلوی شکنجه و کشته شدن ، پدرش اهل مشروب و عقاید چپ افراطی بوده که اینم باعث شده یه کمی اذیت بشه. این دختر خانم گل هم اول انقلاب هر چی از دهنش در اومده توی مدرسه به خانم ناظم گفته ، توی خیابون کشف حجاب کرده ، یه بار یه مامور کمیته ای به حجاب مامانش بد گیر داده. دانشگاه قبول نشده. صدام باهاشون لجبازی می کرده ، نونوایی محلشون تو کار جوش شیرین بوده .رفته فرانسه با همجنس بازا هم اطاق شده ( البته نتیجه ش این بوده که سیگاری شده) ، توی متروی پاریس یخ کرده و البته مادر بزرگش رو هم دوست داشته. به همین خاطر این فیلم نمی تونه نشانگر برهه ای از تاریخ ایران باشه بلکه می تونه برهه ای از زندگی خصوصی یک شخص در ایران باشه. 

 شاید توی فیلم شما کمتر فضایی ببینید که صد در صد بگید دروغه اما نکته انحرافی اینجاست که اگه از 1000 مامور پلیس 2 نفر رشوه می گیرن ، یکی از اون 2 نفر در فیلم هست یا اگه از 3000 مامور طرح  امنیت اجتماعی 3 نفرشون بد برخورد می کنن ، اون یه نفر توی فیلم اومده نقش بازی کرده و کلا تمام نقطه های سیاه توی فیلم کنار هم اومدن بدون اینکه یه تصویر واقعی از ایران نشون داده بشه. البته عرض کردم . تصاویر واقعی سیاه مبنای ساخت این انیمیشن هستن نه تصاویر دروغین سیاه. البته چون این فیلم سیاه سفیده بهتر بود اسم فیلم رو میذاشتن یوونتوس.  

 

 

                

                                        (   ولنتاین رو ولش کن ... از خودت بگو  )

 

دیروز ناخواسته در سایتهای خبری واژه ( ولنتاین) را search   کردم و با اخبار جالبی از سراسر دنیا روبرو شدم . در فرانسه مردم به شدت روز ولنتناین را جشن گرفتند و درعربستان برعکس ، فروش گل رزسرخ ممنوع شد و عربها برای خریدن این گل مجبور شدند در بازار سیاه مبالغ هنگفتی بپردازند. در اندونزی هم  ولنتاین به شدت محکوم شد و همچنین در بسیاری از کشورهای آسیایی با جوانان برخورد جدی و فیزیکی کردند . در اروپا هم مثل همیشه جشنهای با شکوهی بر پا شد . اما ولنتاین چرا مهم شد . همه می دانیم که این رسم  از رسانه های غربی مثل ماهواره ها به ما رسیده اما این اصلا مهم نیست. لطفا از خودتون سوال کنید چرا ؟ ... می شود از مردم به خاطر چکمه زمستانی و جوراب تابستانی تعهد گرفت اما معلوم نیست جه کسی به خاطر ولنتاین ازخانه خارج شده و برای کی گل رز و شکلات گرفته . وقتی شکلی از شادمانی منحصرا از نوع دوست داشتن و عشق ورزیدن نباشد تنها بهانه ای کافیست تا این نیاز مقدس بشری را فریاد کنیم.

 

واقعیت اینست که برای مردم ما و بقیه آسیا مهم نیست روز عشق ورزیدن 14 فوریه باشد یا 12 آوریل ... اسمش ولنتاین باشد یا خاقان چین ... در اواسط زمستان باشد یا اواخر تابستان ... اصلا مهم  نیست هدیه روز مورد نظر شکلات مارکدار یا  گل سرخ یا عروسک خال خالی یا سگ دست ناصرالدین شاه  یا اختف کینکنگ.... چمی دونم .... مردم اصلا نمی دونن ولنتاین کدوم خریه یا چرا افتاده 24-25 بهمن .... این جوونا فقط می دونن که یه روزی هست که می تونن بگن که قراره همدیگه رو بیشتر دوست داشته باشن همین ....  این ربطی به غرب پرستی و صهیونیسم جهانی یا رواج سکس  و ویروس HIV  نداره ، ... اصلا همینکه خیلیها برای مادر و پدرشون هدیه خریدن و همسر و فرزندشون رو اکرام کردن یعنی گور پدر ولنتاین و غرب و جنیفر لوپز و برنج تایلندی  ....  یعنی ما همه چیز رو شکل خرده فرهنگهای خودمون می کنیم . اتفاقا همین مبارزه فیزیکی در بعضی از کشورهای آسیایی  ، روز ولنتاین رو پایدار و محبوب می کنه.

بگذریم ......  

 

 

 

 

 

 

                                               برنامه ای خفه در مورد آزادی 

 

چند شب پیش موضوع بحث  برنامه 1404 رضا رشیدپور  آزادی بود . برنامه ای با یک طنز تلخ بی نظیر.  نکته قابل توجه اینجاست که در برنامه ای با موضوع آزادی کسی جرات نداشت در مورد واقعیات جامعه صحبت کند به جز بازیگر نجیب؟!.. سینما و تلویزیون ( بهنوش بختیاری ) که تا میومد حرف بزنه در نطفه خفه می شد.  برنامه ای در مورد آزادی  بدون آزادی.  بختیاری با همه سادگیش بعد از اینکه برای چندمین بار مورد حمله  رشیدپور قرار گرفت صحبتهاش رو با این جمله ختم کرد :  من از show  آزادی متنفرم.  و رشیدپور در آخر با ژست زیبایی که خبر از اجرای یک تاک شوی موفق! زنده  با موضوع آزادی می داد با ماله کشی پایانی به نمایش پایان داد. 

حرف بنده اینه که اگر هم می خوای درباره آزادی گفتگو کنی باید فرم و شکلی  مناسب محتوا فراهم بشه تا دچار  چنین تناقضی نشی. 

 

 

 

زنان خیابانی در سرمای  صفر درجه  

 

سرمای غیر منتظره زمستانی که بعضی استانها را غافلگیر کرده روی کار و بار خیلیها از جمله زنان خیابانی تاثیر بسزایی داشته. از آنجایی که هوای سرد ، قطعی گاز یا دیگر مسائلی که هر کس به طریقی درگیر آن شد آرامش شهروندان عزیز را بر هم زد ، نه تنها آمار جرم وجنایت را به پائینترین حد خود در چند سال گذشته رساند بلکه باعث شد بازار زنان خیابانی هم کساد شود.

چندین روز که در پیاده روهای مملو از برف و سرد ولیعصر به علت نبود تاکسی مجبور به قدم زدن شدم نگاهها و اشارات جالبی دیدم که از کنار خیابان به پیاده روها منتقل شده بود. در چند روزی که مدارس و ادارات تعطیل بودند و مراکز و ارگانها خالی بود خانه ها پر شده بودند و همه دور هم در این کانون گرم بی گاز به خوبی و خوشی زندگی می کردند. زمانی که کسی حتی برای مهمترین کارهاش از خارج کردن خودروی شخصیش امتناع می کرد چه کسی با هدف سوار کردن زنان خیابانی که این روزها به خاطر گرم کردن خودشان ، خرجشان هم بالا رفته از خانه خارج می شد. در حالی که همه پوشیده از کلاه پشمی و پالتو و شال گردن و دستکش بودند چه کسی می توانست آرایش تند زنان خیابانی را تشخیص دهد . برف سفید نه تنها چاله های خیابان را پوشاند تا قالیباف خوشحال شود، نه تنها مردم را به خانه ها برد تا چند روز متوالی کانون گرم خانواده را تجربه کنند و نه تنها مصرف بنزین و ترافیک و جرم و جنایت را به کمترین سطح خود در چند سال گذشته رساند بلکه علاوه بر همه اینها چهره شهرهای بزرگ مخصوصا تهران را از نگاه ملتمسانه غرور آمیز زنان خیابانی پاک کرد.

به قول مازلو تا زمانی که نیازهای اولیه انسان تامین نباشد جهت برآورده کردن نیازهای ثانویه و ثالثیه تحریک نمی شود.

( آدمی که سردشه ، 3 شب نخوابیده ، سرما هم خورده که سراغ عیش و نوش و زنان خیابانی نمی ره که. البته به این خاطر نمی ره که ممکنه سرماخوردگیش واگیر داشته باشه و برای خانمها خطرناک باشه.)

شاید به همین دلیل است که رفاه اجتماعی در کشورهایی مثل سوئیس ، سوئد و نروژ بی نظیرست چرا که هوا سرد است و آمار ترافیک، جرم و جنایت و فاحشه گری پائین است. البته همه ما می دانیم که ... هیچ ربطی به شقیقه ندارد .

 

مقدمه پایانی

 

 

آمارهای سازمان ملی جوانان نشون می ده به ازای هر 27 دختری که آمادگی ازدواج دارن فقط یک پسر برای ازدواج آمادگی داره و این اصلا ربطی به تعداد دخترها و پسرها نداره، پس به خانمهای محترمه دم بخت توصیه می کنم در صورتی که خواستگار مناسبی داشتند تعجیل کنند چرا که از هر 27 مردی که قرار بوده از این عزیزان خواستگاری کند ، فقط همین یک نفر آمادگی ازدواج دارد. به قولی ، این خواستگار عزیز به نمایندگی از 27  نفر دیگر علاقه مند ازدواج با شماست.  

 

 

 

 

 

دلایل شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی .

 

1- (فقط به خاطر تو) دلیل 920 نفر از نامزدهای انتخاباتی که ثبت نام کرده اند اصرار و خواهش دیگر عزیزان بوده. شخصیت های بزرگ سیاسی و غیره از این عزیزان خواهش کرده اند که تو رو خدا بیا ثبت نام کن . این دوستان هم در لحظه آخر بعد از چند بار جواب رد دادن قبول کرده اند. می گویند که کار بعضی ها به التماس هم رسیده که خوشبختانه مورد قبول افتاده. آمار نشون می ده 100% افرادی که ازشون خواهش و التماس شده در نهایت ثبت نام کرده اند. (فقط به خاطر تو)

 

2- ( فقط احتیاطا) 225 نفر از نامزدها دلیل ثبت نامشان را احتیاطی عنوان کرده اند وگفته اند: ما احتیاطی شرکت کرده ایم . اگر حزبی ما را در لیست قرار دهد که هیچ وگرنه انصراف می دهیم. ... ( فقط احتیاطا)...

 

3- ( تکیلف غیبی ) 410 نفر اصلا قصد شرکت نداشته اند اما حدودا 30 دقیقه مانده به اتمام ثبت نام یکدفعه احساس تکلیف کرده و به سرعت لباس پوشیده ، مدارک از قبل آماده شده و تکمیل را برداشته و در ایکی ثانیه ثبت نام کرده اند . اینها معمولا  7- 8  تا شاهد هم دارند که یکهو بهشون تکلیف شده. ... ( تکیلف غیبی )....

 

4- ( یادم نیست چی شد ) 321 نفر ثبت نام کرده اند اما خودشان به یاد نمی آورند. اسمشان هست اما شخصا تکذیب می کنند. البته هیچ دلیلی برای ثبت نام ندارند اما .... بگذریم.... - ( یادم نیست چی شد ) ...

 

5 – (شرکت نامحسوس ) تعداد نامشخصی نامحسوس شرکت کرده اند . یعنی نه کسی دیده ثبت نام کنند نه اسمشان هست نه تبلیغ می کنند اما ممکن است رای بیاورند. این عزیزان کلا زندگی نا محسوسی دارند. شغلشان هم نامحسوس است. یا شماره ماشین ور می دارند ، یا شماره ......  

 

6- (چشم وهم چشمی) 83 نفر از روی چشم و هم چشمی شرکت کرده اند. مدیران بلند پایه تیمی مثل پرسپولیس از روی چشم وهم چشمی شرکت مدیرعامل استقلال نامزد شدند . خیلی از شخصیت های حزبی هم از کوری  چشم رقبای حزبی در انتخابات ثبت نام کرده اند.

 

7- (دلایل شخصی) برخی از نامزدها به دلایل شخصی شرکت کرده اند. مثل : شرط ازدواج ، حقوق مکفی ، بیکاری ، در شرف استعفا یا اخراج از منصبهای دولتی ، از لج دختر همسایه ، واسه خنده ، بالابردن اعنماد به نفس ، گرفتن زمین به قیمت مفت، اشتغال زایی در بین اعضای خانواده ،  رو کم کنیه باباش و دلایل شخصی دیگر که به ما ربطی نداره.

 

 

                          ( در ضمن پادکست هامش افتتاح شد با پرونده کامل ...!!!  )   

 

 

‌<به نظر می رسد برخی از دوستان علاقه مندند ایرادات دستوری اینجانب را به طور رایگان بگیرند . لذا خوشحال می شوم دوستانی که ترجیحا تحصیلات مرتبط با ادبیات دارند. علاقه مند به واحد ویرایش بوده و مخصوصا نیازمند  ایراد دستوری گرفتن از جامعه و اینجانب هستند . به این امر خطیر مبادرت ورزند. باشد عزیزانی که علاقه به مسائل (دستوری) دارند آرام گیرند . >

 

 

راههای منتقد شدن .

 

(البته من به بهانه این عنوان می خوام درباره یه تیپ شخصیتی بگم که توی جامعمون کم نداریم. تیپی که به شدت دنبال ثابت کردن افراطی خود و کسب قدرته چون خودش رو به دلایل شخصی خودش از دیگران بهتر می دونه).

 

بعضی از دوستان هستن که دوست دارن منتقد بشن.  

راه اول و آخر:

همیشه برعکس بقیه باش .

 اگه خدای نکرده از تلویزیون سریال یا برنامه ای پخش بشه که مورد توجه مخاطبان عزیز قرار بگیره و دور از جون شما احیانا نکات مثبتی هم داشته باشه و مایه های خلاقیت هم یه جاهایی در اون دیده  بشه ، این عزیزان که می خوان منتقد باشن یک ضعف برنامه رو می گیرن و با فحش و ناسزا تقدیم مردم ساده دل ما می کنن و نکات مثبتی هم در کار نیست. چون این منتقد نماهای عزیز می خوان بگن چیزی ما رو راضی نمی کنه مگه دستپخت خودمون. چون اونا با همه ما متفاوتن و همین نگاه افراطی بهشون شخصیت می ده. این عزیزان هرگز نمی تونن موفقیت کسی رو تحسین کنن چرا که اصلا موفقیتی وجود نداره چون همه آثار دنیا عیب و ایراد داره. پس یا چشم برمحاسن کار دیگران می بندن یا دقیقا آثار موفق رو با یافتن نقطه ضعفی که بی شک از هیچ اثر دست انسان مبرا نیست به لجن می کشن تا خودی نشون بدن . وقتی شما به هر دلیلی خلاف بقیه حرف بزنی حتی اگه حرفت مزخرف باشه حداقل شنیده می شی. اینا اگه در وسط بازی شطرنج 65% احتمال شکست بدن همون موقع مهره ها رو به هم می ریزن و در صورت احساس ضعف در مقابل حریف او رو از راههای انحرافی حذف می کنن چون حتی طاقت پذیرش شکست رو هم ندارن و این نقطه ضعفیه که در نهایت به خودشون ضربه می زنه ، چون انسان باید جا برای همه چیز بذاره و قدرت پذیرش همه چیز رو داشته باشه. حساسیت افراطی ما روی هر مسئله ای از جمله کوچکترین شکست می تونه ما رو از پا دربیاره و سلامت روانی ما رو به خطر بندازه.  بعضی از این منتقدان سخت کوش در هفته چند کتاب می خرن و چند کتاب هم می خونن ، لذا مجوز اظهار فضل صادر گردیده ، کسانی که رقمی بالغ بر 30 هزار تومان در ماه کالای فرهنگی مثل روزنامه و مجله می خرن صد در صد مطلعند که پست مدرن ازچی درست شده و هوگو چاوز چه ربطی به قیمت نفت داره ، طبیعیه کسی که اینهمه در ماه خرج مخش کنه می تونه درباره ارتباط کافکا و نظریه تناسخ هم نظر کارشناسی بده . خدای نکرده قصد زیر سوال بردن ذات مطالعه و کسب علم رو ندارم که همواره نیاز بشر و راه رهایی او از جهالت بوده ، اما نماز شب خواندن هم بعضی ها رو آنچنان مغرور می کنه که کم کم  روبروی  خود خدا می ایستن. خدا نکنه کسی قصد کنه این تیپ شخصیت ها رو نقد کنه. مخصوصا کسانی که قبلا در بوته نقد همینا قرار کرفتن ، ذره ای طاقت شنیدن عیب کارشون رو ندارن چون ایراد داشتن می تونه در نهایت به شکست منجر بشه و شکست هم پدیده ایه که این تیپ شخصیتها به شدت نسبت بهش آسیب پذیرن. همین ذهنیت افراطی و عطش برای فاصله گرفتن و بهتر بودن به هرقیمتی ، کم کم در پاسخ به رفتارهای افراطی ، محیط اطراف رو به واکنشها و بازخوردهای افراطی مجبور می کنه و در نهایت چون این محرک و پاسخ افراطی نمی تونه بر هم زننده  تعادل حاکم بر جهان اطراف باشه مغلوب می شه و شکست می خوره. یعنی دقیقا همون اتفاقی که این تیپ شخصیتی بهش حساسیت ویژه داره. طبیعت بهترین معلم انسانه.

 

 

 

>